این روزا وقتی مطالب برخی از وب سایت ها و وبلاگ ها رو در مورد رابطه با آمریکا میخونم تعجب میکنم. بعضی ها رو میبینم تیتر زدند که بعد از ۲۶ سال دوباره ایران با آمریکا ارتباط برقرار میکند! و خیلی از این نویسندگان عزیز از این اتفاق ذوق زده شده اند!
غافل از اینکه در این بیست و چند سال گذشته ایران و آمریکا بارها از طرق مختلف با هم ارتباط برقرار کرده اند و حتی در هنگام جنگ از نظر افتصادی رابطه هایی ایجاد شده است و یا در هنگام حمله آمریکا به افغانستان آمریکا از آسمان های ایران برای ورود به مرزهای افغانستان بارها و بارها استفاده کرد و جمهوری اسلامی کمک های زیادی برای رسیدن آمریکا به اهدافش در افغانستان کرد.
یا در زمان خاتمی بسیاری از دیپلمات های ایرانی در آمریکا با نمایندگان و دیپلمات های آمریکایی دیدار کردند که خبرها و عکس های آن از رسانه های مختلف پخش شده است هرچند خیلی از این دیدار ها محرمانه بود.
و در نهایت در این چند ماه گذشته اگر منصفانه نگاه کنیم خواهیم دید که آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی در عراق شکست بدی تا این لحظه خورده است و اتفاق هایی برای ارتش های خارجی در عراق اتفاق افتاد که به هیچ عنوان پیش بینی نمیشد و به همین دلیل در این چند ماه گذشته بارها بین ایران و آمریکا ارتباط برقرار شده است. حداقل در مورد مساله عراق بارها در عراق بین نمایندگان دو کشور ارتباطاتی برقرار شده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 11:3 توسط محمد علي نيك طبع
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 11:0 توسط محمد علي نيك طبع
|
http://www.president.ir/piri/share/fa/staticpages/mail.htm
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:20 توسط محمد علي نيك طبع
|
زندگی نامه
http://www.president.ir/piri/share/fa/staticpages/bio.htm
آلبوم تصاویر
http://www.president.ir/view.php?M=1
دیدگاه ها
http://www.president.ir/ahmadinejad/outlooks/index-f.htm
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 9:15 توسط محمد علي نيك طبع
|
اشرافيت احمدي نژاد
بعضي ها به احمدي نژاد فحش ميدهند ... هر چه از دهانشان در مي آيد مي گويند ... هر تهمتي كه مي خواهند مي زنند ... به نظر آنها احمدي نژاد دروغگوست ... به نظر آنها احمدي نژاد اموال دولتي را مي دزدد ... به نظر آنها احمدي نژاد اشرافي زندگي مي كند ... چرا به مردم دروغ مي گويند؟ چرا مي ترسند حقايق بيش از پيش براي مردم آشكار شود ؟!
تا حالا فكر كرديد چرا احمدي نژاد مثل مرفهين بي درد زندگي نمي كند و دين خود را به زرق و برق دنيا نمي فروشد ؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:10 توسط محمد علي نيك طبع
|
رئيسجمهور كشورمان در 24 سفر استاني خود در مجموع پنج ميليون نامه از طرف مردم براي حل مشكلات خود، دريافت كرده است.
به گزارش فارس، پس از 24 سفر استاني محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان و هيأت دولت، مردم اين استانها نزديك به 5 ميليون نامه به رئيس جمهور براي حل مشكلات خود نوشتهاند كه بيشتر موضوعات مطرح شده در نامهها در زمينه مشكلات مالي، اشتغال، تسهيلات، مسكن، دارو و درمان، بهزيستي و كميته امداد امام خميني(ره) است.
با وجود حجم گسترده نامههاي مردمي، رئيسجمهور تاكيد كرده است كه تمامي نامهها به صورت اصولي رسيدگي و مشكلات مردم هرچه سريعتر برطرف شود.
بيش از 50 درصد نامههايي كه موضوع آنها مساعدت و حمايت است، تا قبل از پايان سال 85 بررسي و پيگيري خواهد شد و مابقي نامهها ظرف شش ماه آينده بررسي و پاسخ داده خواهد شد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 8:22 توسط محمد علي نيك طبع
|
در 27 سال گذشته مسئولان و سياسيون انقلاب اسلامي، فراز و نشيبهاي بسياري را پشت سر گذاشتهاند، به ويژه كساني كه در سمتهاي اجرايي حضور يافته و خود را در برابر رأي مردم گذاشتهاند كه مردم نيز با توجه به رفتارها و منشهاي آنان در مقاطعي به آنان روي آورده و در مقاطعي ديگر نسبت به آنان كماقبالتر بودهاند.
دو تن از شخصيتهاي سياسي و تأثيرگذار در اين عرصه، آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد هستند كه در مقاطعي حساس مسئوليت خطير رياستجمهوري اسلامي را بر عهده داشتهاند.
هاشمي رفسنجاني با ابعاد مختلفي نظير سابقه مبارزاتي، مديريت، اقتدار و اعتبار بينالمللي، دستکم شخصيتي كم نظير در جمهوري اسلامي به شمار ميرود و سادهزيستي، مردمي بودن، سختكوشي و اعتماد به نفس هم خصوصيات برجسته احمدينژاد به شمار ميروند، اما آيا نقاط قوت اين دو شخصيت ميتواند ديگر نقاط ضعف خصوصيات و عملكرد آنان را جبران كند؟
هاشمي رفسنجاني با پذيرش مسئوليتهايي چون رياست مجلس شوراي اسلامي در دورههاي نخست و پس از آن، رياستجمهوري، خدمات ارزندهاي به انقلاب اسلامي داشته است، اما برخي رفتارها و سياستهاي وي سبب شد تا مردم نگرشهايي نسبت به او و دولتش داشته باشند و آن را در رأي خود لحاظ كنند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 11:16 توسط محمد علي نيك طبع
|
در حالي كه از 9 ماه پيش، طرح مسائلي از جمله ورود زنان به ورزشگاهها، موجب نارضايتي مراجع تقليد قم از رئيسجمهور شد، هنوز چالش در روابط دكتر احمدينژاد با شماري از مراجع به پايان نرسيده است. اين در حالي است كه تلاشهايي براي پايان اين چالش در حال انجام است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، از چند ماه پيش تا كنون، تعدادي از مراجع تقليد در حركتي هماهنگ، از به حضور پذيرفتن وزرا و ديگر مقامات دولتي خودداري ميكنند.
در عين حال، حجتالاسلام بيريا، مشاور امور روحانيون رئيسجمهور، به خبرنگار «بازتاب» گفت: ملاقات و ارتباط دولت با مراجع برقرار است، هيچ مشكلي نميبينيم. وي از در جريان بودن ملاقات مسئولان دولتي با مراجع تقليد خبر داد، اما مصداقي براي آن نياورد.
گفته ميشود محور انتقادات مراجع از رئيسجمهور، علاوه بر حوزههاي فرهنگي و اجتماعي به برخي اقدامات در سياست خارجي نظير نامهنگاري به پاپ و سفر آمريكاي جنوبي نيز گسترش يافته است.
در اين حال، تلاشها براي پايان دادن به اين چالش نيز از سوي گروهي از علاقهمندان رئيسجمهور و مراجع در حال انجام است.
از جمله گفته ميشود، مدتي پيش، چند تن از طلاب حوزه علميه قم در نشستي با دكتر الهام، با طرح اين موضوع كه جامعه متدينين طرفدار مراجع هستند، خواستار حل مشكل شدهاند. رئيس دفتر رئيسجمهور نيز اظهار كرده كه با شما همنظرم و اين موضوع را با دكتر احمدينژاد در ميان خواهم گذاشت.
«استاد آقا» كه از وي به عنوان يكي از حاضران در اين جلسه نام برده ميشود، با خودداري از رد يا تأييد محتويات اين نشست، اظهار كرد كه قرار نبوده اين جلسه رسانهاي شود.
برخي از تلاشها در اين زمينه، اميدواركننده بوده و از جمله گفته ميشود مراجع با شرايطي حاضر به ديدار با رئيسجمهور شدهاند.
هفته گذشته نيز شايعاتي درباره برنامه سفر رئيسجمهور به قم در دوازدهم بهمن ماه و ديدار وي با مراجع در اين شهر پخش شد كه به واقعيت نينجاميد و احتمال انجام آن در آينده نزديك نيز ميرود.
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 11:15 توسط محمد علي نيك طبع
|
خبرنامه اميرکبير: محمود احمدی نژاد که علی رغم مخالفت دانشجويان پلی تکنيک در اين دانشگاه حضور يافته بود با عکس العمل شديد دانشجويان مواجه شد.
به گزارش خبرنگار خبرنامه اميرکبير، محمود احمدی نژاد درميان تدابير شديد امنيتی و با حضور پر تعداد بسيج مناطق تهران و دانشجويان دانشگاه امام حسين و امام صادق در دانشگاه اميرکبير حاضر شده بود با شعار های دانشجويان عصبانی مواجه شد. دانشجويان پلی تکنيک در حالی که عکس وی را به صورت وارونه در دست گرفته و عکس دانشجويان اخراجی و سه ستاره و دکتر کيوان انصاری را در دست داشتند، شعار می دادند "محمود احمدی نژاد، عامل تبعيض و فساد"، "مرگ بر ديکتاتور"، "نظامی حيا کن دانشگاه را رها کن"، "دروغگو برو بيرون" و....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 10:19 توسط محمد علي نيك طبع
|
پس از در گذشت یازدهمین امام شیعه و غیبت فرزند او، امام موعود به نظر می رسید کار خاندانی که پس از حضرت علی(ع) (آخرین خلیفه ی محق اسلام)، چهار قرن مرکزیت اپوزوسیون را در برابر حکومت مرکزی ممالک اسلامی، به دست گرفته بودند، به آینده ای نامعلوم موکول شده و این بار نوبت به علمای شیعه رسیده تا در نبود پیشوایان دینی خود، سهم دریغ شده ی آنان را در لایه های بالایی قدرت بازپس بگیرند. حال آن که آنان نیز، در زمانی که تنهایی و مظلومیت شیعه را در میان دیگر فرق اسلام یافتند؛ به ناچار گوشه ی عزلت گرفتند و ترجیح دادند روزهای عمر را در ازای جنگ و گریز بدون فایده به به تبیین استراتژی برای حکومتی که در آینده انتظارش را می کشیدند به سر کنند. اگرچه تحقق این امید آن چنان ناممکن می نمود که هیچ کس حتی تحقق آن را تا هزار سال آینده انتظار نمی کشید، اما با قدرت گرفتن شیعیان در ایران و تشکیل شدن دولت های بزرگ و کوچک شیعه در نواحی مختلف آن، چیزی که می بایست سالی به طول بیانجامد، یک روزه به بار نشست و کار را بدان جا رساند که خواجه علی موید، امیر دولت سربداران، در نامه ای به معتبرترین مرجع شیعه، محمد بن مکی، چنین نوشت: ”به عرض آن جناب که پیوسته قبله ی صاحب نظران است، می رسانیم که شیعه ی خراسان که خدا (آن را)در پناه خویش گیرد، تشنه ی دیدار شمایند و فیض بردن از دریای فضل و دانشتان بزنرگان علمی این دیار از بد روزکار پراکنده گشته و بیشتر و یا همه شان تار مار شده اند.و امیر المومنین سلام الله علیه می فرماید شکست برداشتن دین مرگ دانشمندان است.ما در میان خویش کسی را که به فتوایش به لحاظ علمی بتوان اعتماد کرد یا مردم بتوانندعقاید درست را از وی فرا گیرند نمی یابیم و از خدای متعال مسئلت چنین داریم که حضرتت به ما افتخار حضور و افشاندن نور بخشد تا از علمش پیروی کنیم و از اه رسمش رفتار آموزیم.“اگرچه آن فقیه به خراسان نیامد اما برای سردمدران سربداران رساله ای فرستاد که اولین میثاق میان دولت و مذهب شیعه شد حال آن که سربداران خود دیری نپاتیید و شیعه را تا زمانی که صوفیان در ایران به قدرت رسیدند و به رابطه میان دانش ودین نیازمند شدند در بی دولتی گذارد.دولت صفویان در برابر امپراتوری بزرگ عثمانی بیش از هر حکومتی به مشروعیت دین برا بقای نیاز داشت چرا که در آن زمان دستگاه سنتی دین آن چنان بر ارکان نظام جامعه سیطره داشت که بدون حمایت روسای آن هرگز مقدور نبود دولتی قدرت مند و مشروع به وجود آورد. مجموعه این عوامل شاهان صوفی را (به خصوص شاه طهماسب) بدان جا رساند که حتی لب از نوشیدن شراب دوختند و ارکان حکومت خود را در جغرافیای سیاسی ایران باستان، آن چنان که نظر فقهای شیعه بود، برچیدند. چنان که همه ی امور به جز قشون و دربار را از قضاوت آموزش به روحانیون جامعه سپردند و حتی امیران و وزیران حکومت را نیز از میان شیخ السلام ها؛ یعنی دانش آموختگان حوزه که تنها نخبگان جامعه شناخته می شدند، برگرفتند این تعامل میان شاهان و روحانییت پس از شاه اسماعیل چنان نهادینه شد کمه به صورت قانون اساسی کشور چهار مقام دینی و دنیوی جدا از هم ولی پیوسته در وظایف را ذیل یک حکومت به وجود می آورد
اول:شاه به عنوان رئیس حکومت که خون و عیشره او را به عنوان موسس نهاد(حزب) و حامی حکومت منصوب می کرد
دوم:شیخ یا فقیه در مقام ناظر حکومت
سوم:وزیر که رئیس دیوان و مسئول امر جرا بود
چهارم:امیر یا رئیس لشکر که پس از انتصاب موظف به امر دفاع کشور می گشت.
در این حکومت که نه می توان آن را دینی و نه می توان آن را غیر دینی نامید چنان مناسبات میان امور دنیوی و دینی مهندسی شده بود که دولت صفوی را در قالب اولین حکومت قدرتمندشیعه از نظر اقتدار در کنار هخامنشیان و ساسانیان قرار می داد.
هم عرض دولت صفوی که می توان آن را اولین حکومت شیعه نام گذارد جهان میانه (از ایران تا اروپا) نوع دیگری از حکومت دینی را تجربه می کرد. چین و ژاپن حکومت شاه/خدا را حقیقت دولت خود می ساختند. در هند، مغولان تحت نفوذ معنوی ایران فعالیت می کردند. درکشورهای عربی و ترکی (عثمانی)، خلیفه ای که خود را جانشین پیامبر می نامیدند، نسل به نسل حاکم می گردیدند و اروپاییان نیز تحت لوای پاپ، پادشاهان خود را تاج و تخت می دادند. این منوال اگرچه نه در مقام حاکم، بلکه در مقام حکم، فقهای دین را قدرت می داد، اما هنوز وضع را برای آنان، چنان که می بایست نمی نمود. روحانیون ایران که حکومت را به نیابت از امامان معصوم و پیامبران در غیاب آنان از آن خود می دانستند، هنوز آن چنان که می بایست، قدرت را به دست نیاورده بودند و بر شیعه به تنها نیابت عامیه ی خود را (مرجعیت، به کار می گرفتند و شاه را نه به حکم خواسته که به امر سلطه مامور سلطنت و رفع امور و مشکلات جامعه می کردند. حال آن که موقعیت پاپ های کشورهای مسیحی بهتر از این نبود، چرا که آنان نیز به قهر سلاطین تاج و تخت از دست داده بودند و با تاج گذاری و مشروعیت دادن به حکومت ها سایه ی ید معنوی خود را بر جامعه حفظ می نمودند. این هنگامه موجب شده بود هردو مرجع دینی در غیاب یهودیان آواره، سخن مسیح را تکرار کنند که کار پاپ برای پاپ و کار قیصر برای قیصر.اینگونه نیز حتی حکومت وجود روحانیت را در کنار خود تاب نیاورد.در اروپا پروتستان ها قدرت پاپ.را و در ایران شاهان قدرت شیوخ را کاهش دادند. از دل قدرت کلیسا انقلابی چون لاییسیته سر برآورد و در زیر خاکستر تجدد غربی ایران که همواره موضع مقابل روحانیت را به دست داشت، به پشتیبانی غرب (انگلیس و فرانسه) رضاخان به عنوان پدیده ای در راستای تحول ساختارهای پیشین نظام و برهم ریختن مناسبت صفوی که تا زمان قاجار ادامه یافته بود، پدیدار گشت. شیعه که خود را حتی دربرابر نادرشاه و گرایش های سنی اش، کریمخان درویش مسلک و آقا محمدخان قصی القبل رکن دور افتاده ای از قدرت می دانست. این بار در برابر پروسه ای قرارگرفت که باعث می شد حتی ضعیف ترین جایگاه هایی را که در قدرت طی چند قرن گذشته با مشقت فراوان به دست آورده آورده بود به نفع شاه از کف بدهد:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:51 توسط محمد علي نيك طبع
|